۳۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۷

آیا پاکستان یک دولت اسلامی نیست؟

پاکستان صرف بر پایه جغرافیا یا زبان به وجود نیامده است، بلکه بنیان آن بر یک ایدئولوژی روشن اسلامی استوار بوده است.
آیا پاکستان یک دولت اسلامی نیست؟

اگر به قانون اساسی پاکستان مراجعه کنیم، در آن نیز شواهد روشنی از ماهیت اسلامی دولت دیده می‌شود. دیباچه قانون اساسی که به «قطعنامه اهداف» مشهور است، به‌صراحت اعلام می‌کند که حاکمیت اعلی از آنِ خداوند متعال است و دولت پاکستان این حاکمیت را از طریق نمایندگان منتخب مردم و در چارچوب حدود مقرر الهی اعمال خواهد کرد. این اصل، یکی از نشانه‌های بنیادین هر دولت اسلامی به شمار می‌رود.

از زمان تأسیس پاکستان، این پرسش همواره محل بحث بوده است که آیا پاکستان واقعاً یک دولت اسلامی است یا نه؟

این پرسش صرفاً یک بحث فقهی یا نظری نیست، بلکه به بنیادهای قانون اساسی، هویت دولتی و جهت‌گیری اجتماعی پاکستان مربوط می‌شود. برخی با اطمینان کامل پاکستان را یک دولت اسلامی می‌دانند، در حالی که برخی دیگر با توجه به واقعیت‌های عملی، این ادعا را مورد تردید قرار می‌دهند.

اگر در گام نخست به نظریه تأسیس پاکستان بنگریم، به‌روشنی آشکار می‌شود که پاکستان صرفاً بر پایه جغرافیا یا زبان شکل نگرفته است، بلکه بر اساس یک ایدئولوژی روشن اسلامی به وجود آمده است. مسلمانان شبه‌قاره پس از یک مبارزه طولانی به این نتیجه رسیدند که خواهان کشوری هستند که بتوانند زندگی خود را بر اساس اصول اسلامی سامان دهند.

سخنرانی‌های متعدد قائداعظم محمدعلی جناح گواه آن است که هدف از تشکیل پاکستان صرفاً دستیابی به آزادی سیاسی نبود، بلکه برپایی نظامی بود که بازتاب‌دهنده عدالت، برابری و ارزش‌های اخلاقی اسلام باشد. در زمان استقلال پاکستان نیز این شعار با شور فراوان طنین‌انداز بود: «پاکستان یعنی چه؟ لا اله الا الله».

اگر به قانون اساسی پاکستان مراجعه کنیم، در آن نیز شواهد روشنی از ماهیت اسلامی دولت دیده می‌شود. دیباچه قانون اساسی که به «قطعنامه اهداف» مشهور است، به‌صراحت اعلام می‌کند که حاکمیت اعلی از آنِ خداوند متعال است و دولت پاکستان این حاکمیت را از طریق نمایندگان منتخب مردم و در چارچوب حدود مقرر الهی اعمال خواهد کرد. این اصل، یکی از نشانه‌های بنیادین هر دولت اسلامی به شمار می‌رود.

علاوه بر این، در قانون اساسی تصریح شده است که نام رسمی کشور «جمهوری اسلامی پاکستان» است که خود بیانگر هویت اسلامی دولت می‌باشد.

قانون اساسی همچنین مقرر می‌دارد که هیچ قانونی در پاکستان نباید مخالف قرآن و سنت باشد و به همین منظور نهادهایی مانند شورای ایدئولوژی اسلامی تشکیل شده‌اند تا قوانین را بر اساس قرآن و سنت بررسی کنند و آن‌ها را با اصول اسلامی همسو سازند.

همچنین، مسلمان بودن رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر به‌عنوان شرطی قانونی تعیین شده و دولت موظف شده است شرایطی فراهم آورد تا مسلمانان بتوانند زندگی فردی و اجتماعی خود را مطابق با تعالیم اسلام سامان دهند.

با توجه به این نکات قانون اساسی، نادرست خواهد بود اگر گفته شود که پاکستان شایستگی آن را ندارد که یک دولت اسلامی خوانده شود.

مسئله اصلی زمانی پدید می‌آید که میان ادعاهای قانون اساسی و واقعیت عملی مقایسه صورت گیرد. یک دولت اسلامی تنها با درج مواد اسلامی در قانون اساسی تحقق نمی‌یابد، بلکه آزمون واقعی آن در نظام عدالت، اقتصاد، سیاست و ساختار اجتماعی است.

اگر وضعیت عملی را بررسی کنیم، با جنبه‌هایی مواجه می‌شویم که با تصور یک دولت اسلامی هم‌خوانی ندارد. برای مثال، نظام اقتصادی پاکستان تا حد زیادی مبتنی بر بهره است، در حالی که اسلام بهره را به‌صراحت حرام اعلام کرده است. همچنین در نظام قضایی، تحقق عدالت اغلب با تأخیر، توصیه‌گری و تبعیض طبقاتی همراه است، در حالی که بنیان دولت اسلامی بر عدالت اجتماعی استوار است.

در عرصه سیاسی نیز وضعیت ایده‌آل نیست. سیاستی که اسلام آموزش می‌دهد، بر امانت‌داری، صداقت، مشورت و پاسخ‌گویی استوار است، اما در عمل، سیاست در پاکستان غالباً گرفتار منافع شخصی، کشمکش‌های قدرت و زوال اخلاقی به نظر می‌رسد. این تضاد سبب می‌شود که برخی به این نتیجه برسند که پاکستان تنها به‌نام «جمهوری اسلامی» است و نه در واقعیت. با این حال، در این‌جا باید به نکته‌ای اساسی توجه داشت: کاستی‌های دولت یا افراد، اصول دین را باطل نمی‌کند.

از دیدگاه اسلامی، اگر در قانون اساسی و بنیان نظری یک دولت، اسلام حضور داشته باشد اما اجرای کامل آن تحقق نیابد، آن دولت «غیراسلامی» خوانده نمی‌شود، بلکه گفته می‌شود که الزامات یک دولت اسلامی را به‌طور کامل برآورده نکرده است. این همانند آن است که مسلمانی در نماز کوتاهی کند؛ کوتاهی او حکم نماز یا اسلام را از میان نمی‌برد. بر همین اساس، بسیاری از علما بر این باورند که پاکستان یک دولت اسلامی است، اما یک دولت اسلامی ایده‌آل و نمونه نیست.

در این‌جا مسئولیت جمعی جامعه نیز مطرح می‌شود. اغلب، تمام مسئولیت را متوجه دولت می‌دانیم، در حالی که در اسلام، اصلاح جامعه یک وظیفه مشترک است. اگر خود مردم از ارزش‌های اسلامی فاصله بگیرند و دروغ، بی‌امانتی، رشوه و بی‌عدالتی را امری عادی تلقی کنند، انتظار تحقق کامل یک نظام اسلامی از دولت نیز واقع‌بینانه نخواهد بود. برپایی دولت اسلامی تنها با شعار ممکن نیست، بلکه از اصلاح فرد آغاز می‌شود.

پاکستان از نظر قانون اساسی، ایدئولوژی و هدف تأسیس، یک دولت اسلامی است و انکار این واقعیت از نظر تاریخی و حقوقی درست نیست. با این حال، این نیز حقیقتی تلخ است که پاکستان تاکنون نتوانسته است همه الزامات عملی یک دولت اسلامی را به‌طور کامل محقق سازد. راه‌حل این مشکل، اسلامی ندانستن پاکستان نیست، بلکه اجرای صادقانه اصول اسلامی موجود در قانون اساسی و اصلاح هم‌زمان دولت و جامعه است.

اگر واقعاً خواهان دیدن پاکستان به‌عنوان یک دولت اسلامی قدرتمند هستیم، باید درک کنیم که اسلام تنها در اسناد و متون زنده نیست، بلکه در عمل، اخلاق و عدالت حیات می‌یابد. هنگامی که این عناصر به بخشی از زندگی جمعی بدل شوند، آنگاه پاکستان می‌تواند به معنای واقعی کلمه به یک دولت اسلامی نمونه تبدیل شود؛ همان رویایی که بنیان‌گذاران آن در سر داشتند.

نویسنده: انس راجپوت

https://www.express.pk/story/2797400/isnt-pakistan-an-islamic-state-2797400

کد خبر 26773

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =